تبلیغات

اسلایدر

رب الکرم

رب الکرم
مولا امیر مومنان علی (ع) میفرمایند : اهل بهشت ، به جایگاه شیعیان ما ، به گونه ای که انسان ، به ستارگان نگاه میکند ، نظر میکنند.
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
به نظر شما کدام گزینه بهترین راه برای نزدیک ساختن ظهور است؟









صفحات جانبی
بسم الله الرحمن الرحیم

طب اسلامی، معجزه ی اسلام!
درمان قطعی سرطان!
درمان قطعی ام اس!
درمان قطعی تمام بیماری های لا علاج...
در ادامه فیلم سخنرانی شگفت انگیز ایشان را دانلود کنید...



پیامبر اکرم (ص): علم دوتاست: علم بدن ها و علم دین.

آیت الله تبریزیان پدر طب اسلامی حسب اتفاقی که برایشان افتاد و در بیست روز سرطان لا علاج را درمان کردند، پا در وادی طب اسلامی گذاشته و با جمع آوری 11000 حدیث (!!!) در مورد طب، طب اسلامی را تدوین نمودند.

این بزرگوار حدود 30 سال است طب اسلامی را به صورت تخصصی و اجتهادی تدریس می کنند و هزاران هزار بیمار لا علاج از داخل و خارج کشور را معالجه کرده اند! طوری که موجی افتاد که معجزه شده! سرطان درمان شده! کور بینا شد! کر شنوا شد! فلان بیماری لا علاج درمان شد!

بسیاری از دانشمندان جهان مانند رییس دانشگاه هلند و رییس دانشگاه های بزرگ کشور به محضر ایشان شرفیاب شده و از عجایب علم طب اسلامی مات و مبهوت مانده اند! طوری که رییس دانشگاه هلند اصرار کرد که ایشان را به اروپا ببرد و تمام مردم اروپا را مسلمان کند! حتی حاضر به فرستادن دانشجو به محضر ایشان شدند...

گنیجه احادیث طبی، فوق کلام بشر و فوق طب شیمیایی امروزی است که به بن بست رسیده و مردم با این طب هر روز بجای خوب شدن بیمار تر می شوند... اما در طب اسلامی با هزینه ی کم (مثل بجای عمل قلب به هزینه ی 150 میلیون تنها با 5 هزار تومن درمان می شود!!!) و سرعت بیشتر (مثلا سرطان در 20 روز!!!) تمامی بیماری ها علاج دارند و حتی درمان سرطان راحت تر و کم هزینه تر از درمان سرماخوردگی است!!!!!

استاد در سفر جدید خود  به حوزه ی علمیه بناب که آوازه اش در همه جا شناخته شده است، و در محضر آیت الله بنابی، عارف فروتن، و در محضر اساتید بزرگی همچون حجت الاسلام و المسلیمن اصغری و...حقایقی بسیار شگفت انگیز بیان فرمودند.

از جمله مطالبی در مورد:

1- حقیقت طب و طب اسلامی و معجزات شگفت انگیز آن

2-دروغین بودن و نا توان بودن طب شیمیایی امروزی
3-سیاست عمدی طب شیمیای برای بیماری بیشتر مردم
4-نحوه درمان در طب اسلامی
5-معرفی اسلام توسط معجزات طب اسلامی به جهان!
6- خطر جدی نسل کشی عمدی طب شیمیای و توطئه بزرگ!!!
7-عاقبت شاگردی و تبعیت از دشمن در علم طب
8-طب اسلامی مترقی ترین طب در روی زمین
9-اثر قطعی طب اسلامی
10-ضعف و نقص طب سنتی
11-مطالبی بسیار ضروری در مورد تغذیه نا سالم و خطر بزرگ و جدی که جان همه را تهدید می کند
12-طب و دلخوشی
13-ساختار داروهای شیمیایی امروز از ادرار زنان ایتالیایی و استخوان انسان مرده و اسپرم خوک و خاک و...
14-قصابی (عمل جراحی) و زجر کشی در طب امروزی

 این هم فیلم کامل سخنرانی ایشان که در پایین ارائه می شود..

پیشنهاد می شود به هر قیمتی شده فیلم زیر ببینید مطمئنا در طول عمر چنین سخنرانی ای نشنیده اید و وقتی نحوه درمان ساده بیماری ها را بشنوید چه بسا بسیار تعجب کنید... یقینا امروز چیزی
ضروری تر از این فیلم برایتان وجود ندارد، حتی اگر اینترنت پر سرعت ندارید در کافی نت دانلود کنید و بعد تماشا کنید.

بهترین هدیه برای کسانی که دوستشان دارید:




لینک دانلود سخنرانی قسمت اول

حجم: 95MG 


لینک دانلود سخنرانی قسمت دوم
حجم: 91MG


در این فیلم مطالبی بسیار جالب و شگفت انگیز خواهید شنید، حتما و حتما با دقت فراوان بدان گوش دهید...




لینک دانلود فیلم پرسش و پاسخ از استاد (بخش دوم)
حجم: 65MG


در این بخش افراد از استاد در مورد درمان بیماری های رایج مانند دیسک کمر و گردن و ام اس و استرس شدید و تقویت حافظه و تمرکز و ساییدگی استخوان و کم خونی و چاقی و لاغری و سنگ کلیه و کم مویی و ... می پرسند و استاد درمانش را بیان می فرماید...
در این بخش حدود دو دقیقه از فیلم ضبط نشده، در اول در مورد دیسک کمر می پرسند و استاد در بیان میفرماید:
"درمانش این است که ناخن ها را گرفته به مدت دو روز به محل درد ببندید (به طوری که ناخن با بدن تماس داشته باشد) این سوال را حتی رییس دانشگاهی از بنده پرسید و ایشان این کار را کردند ولی ناخن ها را به صورت منظم و ردیفی چیدند و به محض چیدن نفسشان قطع شد و حالشان دگرگون شد و بنده تصریح کردم که نباید منظم چیده شود بلکه به صورت نا منظم در هم و قاطی( مانند اینکه مشت خاک روی آن میریزید) بعد رییس دانشگاه چنین کرد و خوب شد! جالب اینکه می گفت دیسک گردن هم داشتم وقتی آن را باز کردم به گردنم هم بستم، آن هم خوب شد!!!!







جهت دریافت اطلاعات و درمان از راه دور و تعین وقت برای مراجعه حضوری خدمت استاد تبریزیان (رایگان)، لطفاً با شماره‌های زیر از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ ظهر از روز شنبه تا چهارشنبه تماس حاصل نمایید. لازم به ذکر است که به علت استقبال زیاد در ساعات اولیه (حداکثر ۱۰ صبح) نوبت‌ها تمام می‌شود، لذا بهتر است برای گرفتن نوبت از ساعت ۸ صبح اقدام کنید:

۰۹۹۰۱۵۳۵۹۲۷

۰۹۹۰۱۵۳۵۹۲۸


جهت دریافت دارو در محل شهر خود، لطفاً با شماره‌های زیر از روز شنبه تا چهارشنبه تماس حاصل نمایید:

از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ ظهر

۰۹۹۰۲۱۳۳۲۹۴

۰۹۹۰۲۱۳۳۲۹۵

۰۹۹۰۲۱۳۳۲۹۶

۰۹۹۰۲۱۳۳۲۹۷

از ساعت ۴ بعد از ظهر الی ۸ بعد از ظهر

۰۹۱۶۲۳۴۲۴۰۳

۰۹۱۵۶۶۱۲۷۸۴

۰۹۱۵۶۶۱۲۷۹۴





طبقه بندی: احادیث،  چهارده معصوم،  سخنرانی، 
برچسب ها: درمان سرطان، درمان ام اس، درمان تمام بیماری ها، طب اسلامی، آیت الله تبریزیان، درمان قطعی سرطان، درمان بیماری های لا علاج،  
دنبالک ها: سایت رسمی آیت الله تبریزیان، آپارات آیت الله تبریزیان، طب اسلامی آیت الله تبریزیان، آیت الله تبریزیان طب آسمانی،  
[ جمعه 7 اسفند 1394 ] [ 07:18 ق.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]
(ادامه پست قبل...)

و اما مباحث عارضه ای:


گاهی به علت های مختلف چشم ها خشکیده و دل ها قسی و سخت می شوند. معصومین علیهم السلام در روایات دلایل بسیاری برای این امر بیان فرموده اند. که در ادامه برخی از آنها را از وبلاگhttp://ahlolbait.blog.ir نقل میکنیم:

از موانع گریه و بیرون نیامدن اشک از چشم، چیزهائی است که موجب قساوت قلب و سنگدلی می شود، به نحوی که صاحب آن از الطاف ربانیّه و افاضات الهیه محروم می گردد، و سبب می شود که خشوع را از قلب، و اشک را از چشم دور کند، و صاحب آن دل و چشم از سعادت دنیا و آخرت محروم شود.

در اینجا لازم دانستم تذکر دهم که در بسیاری از دعاها از مصادر وحی و تنزیل روایت شده که به خدا باید پناه برد از دلی که خاشع نباشد، و از چشمی که اشک نریزد، و این فقره از دعا را در نظر گرفت که:

«أللّهم إنی أعوذ بک من قلبٍ لا یخشع،‌ و عین لا تدمع».[1]

یعنی: (خدایا به تو پناه می برم از دلی که خاشع نباشد، و از چشمی که اشک نریزد).

پس بر بنده مؤمن به خدا، لازم است که برای جلوگیری از قساوت قلب و نریختن اشک، از چیزهائی که موجب این دو چیز است، خودداری کند، تا دل او از آتش عشق و محبت خدا و آنهائی که خدا امر به محبت و دوستی ایشان کرده سوزان و چشم او گریان گردد.

 

موجبات قساوت قلب چند چیز است:

1.  معصیت و نافرمانی خدای تعالی

چنانچه امیرمؤمنان(علیه السلام) فرموده: «ما من شیء أفسد للقلب من خطیئة».[2] یعنی: (چیزی نیست که فسادش زیادتر باشد برای قلب، از گناه و نافرمانی از خدا).

و فرمود:«لاوجع أوجع للقلوب من الذنوب».[3]  یعنی:‌ (هیچ دردی دردآورتر نیست برای دل ها از گناهان).

2.  خوردن حرام

چنانچه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده:«یا علی، من اکلَ الحرامَ سوّدَ قلبه».[4]یعنی: (یا علی، کسی که حرام بخورد، دلش سیاه می شود).

3.  خوردن مال شبهه ناک که دل را می میراند به نحوی که خدا را فراموش کند.

4.  طول امل، یعنی: درازی آرزو

چنانچه خدای تعالی به موسی(علیه السلام) فرموده که:«یا موسی، لا تطوّل فی الدّنیا أَمَلَک فیقسو قلبک».[5]  یعنی: (ای موسی، دراز مکن در دنیا آرزویت را که قسی القلب، یعنی: سنگدل می شوی).

5.  مال بسیار داشتن

 امیرمؤمنان(علیه السلام) فرموده است:«أنّ کثرة المال مفسدة للدّین و مقساة للقلوب».[6] یعنی: (بدرستی که بسیاری مال، فساد کننده دین و سخت کننده دل ها است).

6.  به فکر دنیا بودن و همّ آن را در دل داشتن

چنانچه روایت وارد شده که: «تفّرغوا من هموم الدّنیا ما استطعتم، فانّه مَن کانتِ الدنیا همته، قسی قلبه و کان فقره بین عینیه».[7]  یعنی: (فارغ و آسوده کنید خودتان را از همّ و فکر دنیا و علاقه به آن، هر چه می توانید. بدرستی که هر کسی که همّت او برای دنیا است دلش سنگ و سخت می شود و احتیاج او در مقابل دو چشم است و جز دنیا چیزی را نمی بیند).

7.  کثرت همّ قُوت (دغدغه بیش از حد برای کسب)

چنانچه حضرت خاتم الانبیاء(صلی الله علیه و آله) به امیرمؤمنان علی(علیه السلام) فرموده است: «یا علی، خمسة‌ یمیت القلب، - إلی أن قال -: و کثرة هم القوت».[8] یعنی: (پنج چیز است که قلب را می میراند. - تا اینکه فرمود -: و بسیاریِ همّ قوت).

8. نشستن با شخص گمراه و حاکم جائر

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرموده: «أربعة مفسدة للقلوب. - إلی أن قال -: مجالسة الموتی. فقیل یا رسول الله،‌ و ما مجالسته الموتی؟ قال: مجالسته کل ضال عن الایمان».[9] یعنی: (چهار طائفه اند که قلبها را فاسد می کنند. - تا اینکه فرمود -: همنشینی با مردگان. به آن حضرت گفته شد: همنشینی با مردگان مراد چیست؟ فرمود: همنشینی با هر غیر مؤمن گمراهی و جائر فی الاحکام و هر حاکم جائری).

9. همنشینی با سلطان (افراد قدرتمند و صاحب شوکت دنیوی)

در حدیث امام صادق(علیه السلام) است که فرموده: «من جلس مع السّلطان زاده الله القوة و الکبر». [10] یعنی: (کسی که با سلطان بنشیند، زیاد می کند خدا قساوت و تکبر او را).

10.  رفتن درب خانه سلطان

قال النبی(صلی الله علیه و آله): «یا علی، ثلاثة، یقسین القلوب».[11] یعنی (یا علی، سه چیز است که قساوت قلب می آورد. - تا اینکه فرمود -: «اتیان باب السلطان»، یعنی: (رفتن درب خانه سلطان).

11.  قرب و نزدیکی پیدا کردن با کسانی که مبالات در گفتار و کردار ندارد

چنانچه فرمودند: «و مقاربته جفاء و قسوة».[12]  یعنی: (نزدیک شدن چنین کسی که بی باک است در قول و فعل، جفا و قساوت است).

12. خفق نعال ( یعنی: کسی که ریاست و بزرگی طلب باشد و دوست داشته باشد چون حرکت می کند دیگران در عقب سر او صدای کفش هاشان بلند باشد.)

چنانچه علی(علیه السلام) فرموده: «ما اَری شیئاً اضرَ بقلوب الرّجال من خفق النعال و راء ظهورهم».[13] یعنی: (نمی بینم یا نمی دانم چیزی را که زیانش زیادتر باشد برای قلب های مردان از صداهای کفش هائی [که] در پشت سرهاشان حرکت می کنند).

13. به دنبال صید و شکار رفتن

14.  گوش دادن برای شنیدن صداهای لهو و سازها و غنا

15. نشست و برخواست کردن با اغنیاء و ثروتمندان

16. اختلاط ، آمیزش و صحبت زیاد کردن با زنان

17. خنده زیاد کردن

18. ترک مجالست و همنشینی با علماء در مدت چهل روز

چنانچه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده: «یا علی، إذا أتی علی المؤمن أربعین صباحاً و لم یجلس العلماء، قسی قلبه و جرّ علی الکبائر».[14]یعنی: (یا علی اگر چهل صباح بر مؤمن بگذرد و با علماء ننشیند، قسی القلب و سنگدل می گردد و جری می شود بر گناهان کبیره).

19. مشورت با زنان و به رأی آنها عمل کردن به آن{در اموری که ربطی به آنان ندارد!}

20. ترک کردن ذکر خدا

چنانچه خدای تعالی به موسی خطاب فرموده: «یا موسی! لا تدع ذکری علی کلّْ حال، إنّ ترکَ ذکری یقسی القلوب».[15] یعنی: (ای موسی! وامگذار یاد کردن مرا در حال که ترک کردن ذکر من دل ها را سخت می کند).

21. سخنان لهو و بیهوده گفتن که فائده ای نداشته باشد

22.  زیاد سخن گفتن

حضرت عیسی روح الله(علیه السلام)  فرمود: «لا تکثروا کلامکم فتقسو قلوبکم و من کثر کلامه قَلَ عقله و قسی قلبه».[16] یعنی: (زیاد سخن نگوئید که دل ها را سنگ و سخت می کند، و کسی که زیاد سخن گوید عقل او کم می شود و دل او سخت می شود).

23. تأخیر انداختن نمازها را از اوقات خود، بدون عذر شرعی

پیغمبر اکرم فرموده: «تأخیر انداختن نماز از وقت، قساوت قلب می آورد».

24. دل را در حال نماز گزاردن بجای دیگر و چیز دیگر توجّه دادن

25.  زیاد خوردن و زیاد آشامیدن

در حدیث آمده که فرموده:«لا تمیتو القلوب بکثرة الطعام و الشراب، فان القلب یموت کالزرع إذا کثر علیه الماء».[17]

یعنی: (نمی رانید دل ها را به خوردنی زیاد و آشامیدن زیاد، زیرا که دل مانند زرع است که از آب دادن زیاد فاسد می شود).

26. در حال سیری و اشتهای طعام نداشتن، طعام خوردن

27. زیاد گوشت خوردن

28. خوابیدن بعد از خوردن غذا

چنانچه روایت شده که امام(علیه السلام) فرموده: «أذیبوا طعامکم بذکرالله تعالی، و لا تناموا علیها فتقسوا».[18]  یعنی: (آب کنید طعامی را که خوردید به ذکر خدای تعالی، و پس از خوردن طعام بلافاصله نخوابید که قساوت می آورد).

29. در حال سیری که اشتهای به طعام نیست طعام خوردن

30 ریختن خاک بر قبر صاحب رَحِم، یعنی: خویشاوندان رَحِمی

بنا بر روایت حضرت صادق(علیه السلام) که فرموده: «اَنهاکُم من أن تطرحوا التراب علی ذوی أرحامکم، فان ذلک یورث القسوة [فی القلب] و من قسا قلبه بَعُد من ربّه».[19] یعنی: (نهی می کنم شما را از ریختن خاک بر روی خویشان خود که رَحِم های شمایند، که آن موجب قساوت قلب می شود، و کسی که قلب او قساوت گرفت از پروردگار خود دور می شود).

دانسته باد که زشت ترین و قبیح ترین تمام مرضهای قلب، مرض قساوت قلب است که سبب می شود برای محروم شدن از خیرات و سعادت دنیویّه و اخرویّه و دوری از رحمت خدای تعالی و نزدیکی به سخط و غضب او. باید پناه بُرد به خدا، چنانچه در روایت است که امام(علیه السلام) فرموده:

«ما غضب الله علی قوم و لا إنصراف رحمته عنهم إلاّ لقساوتهم».[20] یعنی:‌ (غضب نکرده است خدا بر قومی و منصرف نشده است رحمت او از ایشان، مگر به جهت قساوت و سنگدلی ایشان).

و فرمود: «ما مرض قلب اشدّ من القسوة».[21] یعنی: (مریض نمی شود به مرضی که سخت تر از قساوت باشد.).

و فرمود: «ما ضرب عبد بعقوبة أعظم من قسوة القلب».[22] یعنی: (زده نمی شود بنده به عقوبتی که بزرگتر از قساوت قلب باشد).

علاج مرض قساوت قلب

بدانکه بنابر آنچه در اخبار صادره از ائمه اطهار(علیهم السلام) ذکر شده، دفع این مرض هلاک کننده به چند چیز می شود:

اوّل: فرمایش نبوی است به امیرمؤمنان که فرموده:

«یا علی، خمسة تجلوا القلب و تذهب القساوة: مجالسة العماء، و مسح رأس الیتیم، و کثره الاستغفار، و سهر الکثیر، الصوم بالنهار».[23] یعنی (یا علی پنج چیز است که قلب را جلا می دهد. نشستن با علماء، و دست کشیدن به سر یتیم، و بسیار طلب آمرزش کردن در اوقات سحرها، و شب زنده داری و کم خوابیدن، و روزه گرفتن در روز).

و در خبر دیگر فرمود:

«یا علی، تنوّر القلب قرأته قل هو الله احد».

یعنی: (قلب را نورانی می کند خواندن سوره قل هو الله احد).

«و قلة الدکل، و مجالسته العلماء، و أکل حبات الغلات».

کم خوردن، و نشستن با علماء، و خوردن دانه های حبوبات).


برگرفته شده از: آیت الله سید محمد حسن میرجهانی(ره) ، (1371)، البکاء للحسین(علیه السلام)، در ثواب گریستن و عزاداری یر حضرت سید الشهداء(علیه السلام)، و وظایف عزاداری، تحقیق روح الله عباسی، قم، نشر رسالت، 1385، چاپ دوم.

پی نوشت ها :



[1]. تهذیب، ج 6، ص 35؛ اقبال، ص 487؛ بحارالأنوار، ج 98، ص 314

[2] . کافی، ج 6، ص 268؛ امالی للطوسی، ص 438؛ بحارالأنوار، ج 7، ص 312.

[3] . کافی، ج 2، ص 275؛ وسائل الشیعه، ج 15، ص 304؛ بحارالأنوار، ج 73، ص 342.

[4] . مصدرش یافت نشد!.

[5] . کافی، ج 2، ص 329؛ اعلام الدین، ص 218؛ بحارالأنوار، ج 73، ص 398.

[6] . تحف العقول، ص 119؛ مشکاة الأنوار، ص 138؛ بحارالأنوار، ج 1، ص 175.

[7] . مجموعة ورام، ج 2، ص 119؛ ارشاد القلوب، ج 1، ص 18؛ بحارالأنوار، ج 77، ص 166 با اختلاف بسیار نقل شده.

[8] . مصدرش یافت نشد!.

[9] . بحارالأنوار، ج 103، ص 226.

[10] . منیة‌المرید، ص 123 با اختلاف در نقل.

[11] . فقیه، ج 4، ص 365؛ بحارالأنوار، ج 65، ص 282.

[12] . کافی، ج 2، ص 369.

[13] . مجموعة ورام، ج 1، ص 65.

[14] . مصدرش یافت نشد!.

[15] . کافی، ج 2، ص 497؛ بحارالأنوار، ج 13، ص 342.

[16] . الامالی، ص 3، ح 1/1؛ کتاب الموطاء، ص 986، تفسیر مجمع البیان، ج 1، ص 266؛ تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 118؛ بحارالأنوار، ج 71، ص 281. این روایت در این مصادر اینگونه آمده: «لا تکثروا الکلام بغیر ذکر الله، فإن کثرة الکلام بغیرالله، قسوة القلب، إن أبعد الناس من الله القلب القاسی». عبارت مصنف را نیافتم.

[17] . مجموعة ورام، ج 1، ص 46.

[18] . دعوات، ص 76؛ بحارالأنوار، ج 62، ص 267.

[19] . کافی، ج 2، ص 199؛ علل الشرایع، ج 1، ص 304؛ بحارالأنوار، ج 82، ص 35.

[20] . الفصول المهمة، ج 2، ص 42.

[21] . مستدرک الوسائل، ج12، ص 94؛ بحارالأنوار، ج 65، ص 337.

[22] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 339؛ بحارالأنوار، ج78، ص176.

[23] . تحف العقول، ص 296؛ شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 339؛ تفسیر قرطبی، ج 15، ص 248؛ تفسیر الثعالبی، ج 5، ص 87؛ بحارالأنوار، ج 78، ص 176؛ من السیرة الامام محمّد باقر(ع)، ص 156.

منبع: گناه شناسی






طبقه بندی: چهارده معصوم، 
برچسب ها: چگونه برای امام حسین گریه کنیم، چرا نمی توانم اشک بریزیم، چرا نمی توانم برای امام حسین گریه کنم، راه زیاد شدن گریه، راه زیاد شدن گریه برای امام حسین، گریه برای امام حسین،  
[ پنجشنبه 15 مهر 1395 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم


السلام علیک یا ابا عبدالله الحسیـن
و علـی الارواح التی حلت بفنائــک
علیـــــــک منی ســـلام الله ابـدا
مـا بـقیت و بقی اللیــل و النـــهار


با توجه به اینکه عطر محرم کم کم در فضای دلهای مشتاق پیچیده و عاشقان برای رسیدنش لحظه شماری میکنند؛ تصمیم بر این شد که درباره ی یک معزل مورد ابتلاء برخی از شیعیان مطالبی جالب و کاربردی بیان کنیم که شاید تا کنون با چنین جامعیت در عین اختصار در اینترنت و کتب موجود نباشد. در واقع جمع آوری مجموع راهکار ها و مطالب درباره این موضوع توسط بنده ی حقیر است...

اهمیت بحث هم مشخص است که اثرات و فواید و ثواب گریه بر سید الشهداء، قاعده شکن عالم هستی حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، قابل وصف و بیان نیست و به یقین بقول معصومین علیهم السلام امام حسین علیه السلام باب بزرگ تقرب به خداست و هیچ درگاهی مثل امام حسین علیه السلام برای امور دنیوی و اخروی نتیجه بخش نیست!

 اعاظم علما و عرفا که معروفش سید علی قاضی، کوه توحید و سید العرفا ره هست؛ قطره نوش درگاه حضرت حسین ابن علی علیه السلام بوده اند و همه ی دارایی خود را از آن حضرت کسب کرده اند و چقدر و چقدر در عزاداری ها و حرم مطهر و کربلا و... شاهد معجزات و مکاشفات و عجایب بوده ایم! این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست! پیاده روی 40 میلیون نفری روز اربعین و حضور نژاد های و ادیان و مذاهب مختلف به خوبی نشان می دهد که در درگاه حضرت حسین ع یک خبرهای دیگری هست.


و ما ادراک مالحسین؟! بهشتی که اینهمه
در روایات در وصفش آمده که چیزهایی در آن هست که نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده و نه حتی بر ذهن کسی خطور کرده، بهشتی که بقول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مقابل دنیا مثل دریا است در مقابل یک قطره! بهشتی که تنها معانقه با حوریانش 500 سال طول میکشد! لذت پشت لذت عالمی که اصلا قابل تصور نیست! اما جالب این هست که همین بهشت از  نور  امام حسین علیه السلام خلق شده است!!! و ما ادراک مالحسین؟!

عزیز زهراء، پسر شیر خدا، جگر پاره ی رسول الله صلی الله علیه و آله حضرت حسین ابن علی علیه السلام گوهری است که عقول از پی بردن به ذات مقدسش قاصر و نفوس از عظمتش واله، و قلوب از عشقش شعله ور هست!

خب اول باید بحثمان را به دو قسمت تقسیم کنیم و قبل از تقسیم یاد آوری میکنیم که دانستن و عمل به این اصول زمانی مهیا می شود که ما سلب توفیق نشویم. یعنی برخی گناهان انسان را از توفیق عمل صالح باز میدارند. لذا حتما حتما حتما توصیه میکنیم قبل خواندن این مطالب به درگاه حضرت احدیت توبه و استغفار نموده و سپس مبلغ قابل توجهی در حد توان بعنوان صدقه کنار بگذارید یا مثلا با خدمت و مهربانی به خلق خودتان را آماده کنید. و اما موضوعات:

1- عوامل ریشه ای و اساسی اینکه موجب گریه برای امام حسین ع است

 2- مباحث عارضی که حتی اگه ریشه محکم باشد باز هم اختلال ایجاد میکند


تفصیل مطلب را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید...



ادامه مطلب

برچسب ها: چطور گریه کنیم، چطور برای امام حسین گریه کنیم، راهکار اشک درآوردن، راهکار گریه کردن بر امام حسین، چرا نمی توانیم اشک بریزیم، چرا نمی توانیم برای امام حسین اشک بریزیم، راهکار اشک ریختن و گریه کردن برای امام حسین،  
[ جمعه 9 مهر 1395 ] [ 11:57 ب.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]
«بسـم الله الرحمن الرحیـم»


لینک دانلود رایگان PDF :
چگونه از نماز خواندن لذت ببریم؟!

مقاله ای مختصر و مفید!
در 23 صفحه!
و طراحی زیبا...



طبقه بندی: سایر، 
برچسب ها: چگونه از نماز لذت ببریم، لذت بردن از نماز، در نماز چگونه لذت ببریم، نحوه لذت بردن از نماز خواندن، لذت در نماز، نماز با لذت، نماز با حس و حال،  
[ چهارشنبه 27 مرداد 1395 ] [ 11:57 ب.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 04:31 ب.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]

موضوعی که آیت الله بهجت به عنوان یک درمان و مرهم به روی آن تأکید می کنند این است که‌: "اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است."
 به گزارش مشرق، آیت الله بهجت به نکته دقیقی اشاره می کنند که ممکن است این نکته پرسش و شبهه بسیاری از آدم ها باشد. این که چه حکمتی در تکرار نماز نهفته است. چرا ما هر روز این آیه ها و سجده ها و رکوع ها را تکرار می کنیم. هر روز این سلام های ثابت را می فرستیم. اما پاسخ این گونه است: "شاید حکمت تکرار نماز - علاوه بر تثبیت - سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز  قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ساز نماز بعدی باشد." این سخن یادآور آن نکته زیبا از حضرت رسول (ص) است که اگر هر دو روز یک مسلمان مثل هم باشد - فردای او بهتر از امروزش نباشد - او دچار خسران شده است.  حال اگر مصداقی به این بیان نورانی رسول مکرم اسلام توجه کنیم مسلما مهم ترین نشانه احتراز از این اتفاقی این است که نمازهای یک مسلمان رو به صعود داشته باشد. مثل نردبامی که شخصی از آن به سمت بالا صعود می کند. اگر آن شخص هر روز در یک پله از نردبان در جا بزند دچار خسران شده است و اگر روز بعد پایش را به جای گذاشتن بر پله بالاتر بر پله پایین تر بگذارد دچار خسران عظیم تری شده است. نماز هم این گونه است.

بزرگان اهل معنا و معرفت و شخصیت های قرآنی و معنوی توجه شایانی به اهمیت نماز داشته اند و این موضوع البته مایه تعجب نیست. وقتی از زبان معصوم علیه السلام می شنویم و می خوانیم که نماز، معراج مؤمن است پس شگفت آور نخواهد بود که شخصیت های شیعه بارها به این اصل مهم و عمود خیمه مسلمانی توجه نشان دهند.

عارف بالله، آیت الله بهجت نیز از جمله شخصیت هایی است که به مناسبت های مختلف در دیدارهایشان با مشتاقان عالم معنا و معرفت از جمله تقاضا برای موعظه و پند نکات دقیق و مهمی در باره نماز ارائه می کنند. آچه در ادامه می آید شرح مختصری بر این عبارت های کوتاه اما مهم و کلیدی در سیر و سلوک معنوی به سمت محبوب است:  "وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حق باز می‎گردد، اولین چیزی را که سوغات می‎آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: «اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَ یَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام؛ خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو باز می‎گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی!"

حقیقت آن است که نماز در اصل یک سفر و عروج معنوی و روحانی است. گشت و گذاری در سپهر جان  و هنگامی که عبد مخلص از این سفر روحانی برمی گردد مثل هر سفر محسوس دیگری چیزهایی با خود می آورد و دستاوردهایی از سفر خود دارد. به تعبیر عامه با خود از سفر سوغاتی می آورد اما این سوغاتی چیست؟ از منظر آیت الله بهجت این سوغاتی، سلامی از جانب خدا و ناحیه الله است. نمازگزار نماز خود را با سلام و تحیت و درود تمام می کند که از ناحیه خداست و به سوی او برمی گردد.

بالاترین لذت ها در نماز جمع شده است

اما آن ها که مشام جان شان بیدار و هشیار است، عطر این سلام ها و حقیقت آن ها را برحسب ظرف معرفتی شان می چشند و حس می کنند و لذت های نماز را درمی یابند.

همچنان که این عالم دینی در بخش دیگری از اظهارات شان چنین می گویند که: "نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! نماز ، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می‎شود. تمام لذت‎ها روحی است و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است... اما اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره‎مند نشود، در عقل او خلل است. نماز خواندن برای اهلش مانند حلوا خوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی‎شوند. "

در این بخش هم آیت الله بهجت به ظرایف زیبایی اشاره می کند که عموما مبتلابه و دامنگیر عامه است. این که امکان دارد و محتمل است که بسیاری حظ و التذاذی از نماز خواندن شان نبرند و صرفا برای این که یک تکلیف مشقت بار دینی را به جا بیاورند از رختخواب کنده شوند و سر سجاده بنشینند اما اگر نمازگزار حقیقی و اهل، سر سجاده بنشیند در واقع سر سفره نشسته است و همان التذاذی را که اهل دنیا از خور و خواب می برند و خوردن را نه به عنوان یک امر مشقت بار که به عنوان امر شادی آور و لذت بخش دنبال می کنند او نیز نماز را به مثابه امری شادی آور و لذت بخش دنبال می کند. تعبیری که آیت الله بهجت در این باره به کار می برند تعبیر زیبایی است: "نماز خواندن برای اهلش مانند حلوا خوردن است." مثل این می ماند کسی از این که در راه حق کشته شود واهمه دارد و از این که از این حیات زمینی جدا شود وحشت دارد اما کسی که به آن معنای اصیل و اصلی حیات حقیقی دست یافته، مرگ در راه خدا را مثل خوردن حلوا و چشیدن شهد می بیند همچنان که از اولیا و بزرگان و معصومین علیه السلام شنیده ایم و نمونه اش همان عبارت زیبایی است که حضرت قاسم ابن الحسن خطاب به عموی گرامی شان می فرماید: "احلی من العسل / این چنین مرگی در نزد من از عسل شیرین تر است."

این همان لذت فوق تصور ذهن ها و روح های غرق شده در محاسبات مادی و تنگ نظرانه است که از همه لذایذ زندگی در محسوسات فراتر می رود چون اصل و اساس لذت ها روحی است: "تمام لذت‎ها روحی است و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است."

چه رمزی در این تکرار نهفته است؟

اما آیت الله بهجت در ادامه به یک نکته دقیق هم اشاره می کنند که ممکن است این نکته پرسش و شبهه بسیاری از آدم ها باشد. این که چه حکمتی در تکرار نماز نهفته است. چرا ما هر روز این آیه ها و سجده ها و رکوع ها را تکرار می کنیم. هر روز این سلام های ثابت را می فرستیم. اما پاسخ این گونه است: "شاید حکمت تکرار نماز - علاوه بر تثبیت - سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز  قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ساز نماز بعدی باشد."

این سخن یادآور آن نکته زیبا از حضرت رسول (ص) است که اگر هر دو روز یک مسلمان مثل هم باشد - فردای او بهتر از امروزش نباشد - او دچار خسران شده است.  حال اگر مصداقی به این بیان نورانی رسول مکرم اسلام توجه کنیم مسلما مهم ترین نشانه احتراز از این اتفاقی این است که نمازهای یک مسلمان رو به صعود داشته باشد. مثل نردبامی که شخصی از آن به سمت بالا صعود می کند. اگر آن شخص هر روز در یک پله از نردبان در جا بزند دچار خسران شده است و اگر روز بعد پایش را به جای گذاشتن بر پله بالاتر بر پله پایین تر بگذارد دچار خسران عظیم تری شده است. نماز هم این گونه است. ما نمازها را تکرار می کنیم مثل کسی که بر نردبامی قرار گرفته و پاهایش را از روی پله ای به پله ای دیگر می گذارد و حکمت این تکرار همان حکمت تکرار حرکت بر روی نردبام است. ما این حرکت را تکرار می کنیم نه به معنای آن که پایمان را بر همان جای پای پیشین بگذاریم بلکه تکرار می کنیم که نماز روز فردایمان کامل تر از نماز امروزمان باشد.

منبع:http://hasanbolboli.mihanblog.com





طبقه بندی: مراجع تقلید،  عرفا، 
برچسب ها: راهکار لذت بردن از نماز، نحوه لذت بردن از نماز، لذت از نماز، راه لذت در نماز، لذت بردن از نماز چگونه است،  
[ جمعه 22 مرداد 1395 ] [ 06:34 ب.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]

تولد :

حضرت آیت‌الله شیخ عباس تبریزیان در سال 1341 ھ.ش در شهر مذهبی نجف اشرف و در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشودند. پدربزرگ ایشان (محمدعلی) متولد تبریز بودند و در دوران طفولیت به عراق هجرت کردند و بعدها از تجار بزرگ نجف شدند. پدر ایشان (فاضل) دبیر زبان انگلیسی، از مبارزین سیاسی بودند و با آیت‌الله صدر همکاری می‌کردند، و به همین خاطر به مدت 20 سال روانه زندان شدند و پس از آن به اجبار از عراق خارج گشتند، در آن زمان آیت‌الله تبریزیان حدود 18 سال داشتند، پدر ایشان همچنین از مشوقان اصلی آیت‌الله تبریزیان برای ورود به حوزه علمیه و تحصیل در علوم دینی بودند.

هجرت و تحصیل :

آیت‌الله شیخ عباس تبریزیان در سن چهارسالگی وارد مدرسه شدند، در شانزده‌سالگی موفق به اخذ مدرک دیپلم گشتند و پس از آن وارد حوزه علمیه نجف شدند. 

ایشان در طول تحصیل خود در حوزه علمیه نجف از محضر اساتید بزرگی چون آیت‌الله العظمی خویی و آیت‌الله العظمی صدر بهره‌مند شدند.

آیت‌الله تبریزیان به علت ارتباطی که با آیت‌الله صدر و فعالیت‌های سیاسی ایشان داشتند چند بار دستگیر و راهی زندان شدند.

پس از آن در سن 18 سالگی به اجبار به ایران هجرت نمودند و در ابتدا مدت کوتاهی در قم ساکن شدند، سپس به دعوت عموهایشان که در مشهد مقدس ساکن بودند در سال 1359 ھ.ش به مشهد مقدس نقل مکان نموند و در آنجا به ادامه تحصیل پرداختند؛ ایشان در این دوره افتخار شاگردی مرحوم آیت‌الله‌العظمی میرزا علی فلسفی نصیب‌شان گشت.

تخصص اصلی ایشان فقه و اصول است و به صورت متفرقه به مطالعات طبی نیز می‌پرداختند، ایشان همچنین در زمینه عرفان، اخلاق، موعظه، تاریخ و سیره پیامبر نیز مطالعه و آثاری دارند. 

ایشان در سن چهل‌سالگی تدریس درس خارج را شروع کردند و قبل از آن نیز به تدریس دروس حوزه در سطوح عالی مشغول بودند از جمله وسائل، مکاسب و کفایه.

زندگی شخصی :

ایشان در سن 19 سالگی ازدواج کردند، و در ابتدای زندگی در منزلی بودند که به علت وسعت زیاد، همه مواد غذایی را در داخل منزل تهیه می‌کردند و لذا با طرز تهیه و مصرف تمام مواد موردنیاز زندگی به‌صورت طبیعی، آشنا شدند و به گفته ایشان این سبک زندگی بسیار خوب و همسو با آموزه‌های طب اسلامی بود و با تغییر سبک زندگی و به تعبیری امروزی شدن، ارزش آن نوع زندگی بسیار بیشتر برایشان عیان گشت. ایشان می‌فرمایند : «ما در گذشته تماماً و با دقت آموزه‌های اسلامی را در سبک زندگی عمل می‌کردیم که از پدرانمان به ارث برده بودیم و هر چند منشأ آن را نمی‌دانستیم اما بعدها که با طب اسلامی آشنا شدیم پی بردیم که تمام آن آموزه‌ها منشأ روایی داشته و کلام اهل بیتم بوده است.» 

انگیزه ورود ایشان به طب :

ایشان به طور کلی ایده مطالعه در روایات طبی و معرفی طب اسلامی را در سر داشتند، اما زمانیکه همسر ایشان کمی بعد از ازدواج مبتلا به سرطان می‌شود و پزشکان از مداوای وی قطع امید می‌کنند، ایشان با انگیزه قوی‌تر و به طور جدی به مطالعه در طب اسلامی می‌پردازند، و در مدت زمان کوتاهی موفق به درمان کامل می‌گردند و تصمیم می‌گیرند که با تکمیل مطالعات و عرضه آن‌ها، دیگران را نیز بهره‌مند سازند.

ایشان در زمان تحصیلات و مطالعه فقط چهار ساعت در شبانه‌روز می‌خوابیدند و به شدت تلاش می‌کردند.

آثار علمی : 

آثار علمی ایشان به طور کلی به دو دسته تقسیم می‌شود آثاری که ایشان تألیف نموده‌اند مانند کتاب «العد التنازلی فی علائم ظهور المهدیع» و «اسماء الرسول المصطفیص»؛ و نیز آثاری که نتیجه تصحیح و تحقیق ایشان است که البته بسیار است و قریب هشتاد جلد کتاب می‌باشند، از جمله «رسائل المیرزا القمی» و «کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء».

در پایان، توصیه آیت‌الله تبریزیان به طلاب : 

امروزه اکثر طلبه‌ها علاقه‌مند به تحصیل در علم فقه و اصول هستند ولی متأسفانه تنها اقلیتی به درجه اجتهاد می‌رسند و الباقی طلاب تحصیلاتشان بی‌استفاده می‌ماند زیرا حتی خودشان هم نمی‌توانند به نظرشان عمل کنند، بنابراین خوب است که به علوم اسلامی دیگر گرایش داشته باشند مانند تاریخ که ما شیعیان در این زمینه کمبود داریم و همچنین اقتصاد، تفسیر، ترجمه و مخصوصاً طب اسلامی که بسیار جای کار دارند.

نکته دیگر اینکه طب اسلامی درمیان دیگر علوم دینی ویژگی مهمی دارد و آن این است که صحت یافته های طب اسلامی بصورت عینی قابل تجربه و مشاهده است و این بهترین سند برای رسیدن به یقین است که تقریباً دیگر علوم اسلامی این ویژگی را ندارند، علاوه براین از آنجا که این علم براحتی و بسیار می‌تواند توسط مردم استفاده شود و مردم خود عملاً شگفتی‌ها و فوائد کلام اهل‌بیتم را در زندگی‌شان مشاهده کنند، عقائدشان به اسلام، علوم اسلامی و علماء بسیار تقویت می‌گردد، و از این نظر، طب اسلامی در نوع خود می‌تواند یکی از بهترین روش‌های تبلیغ چه برای مسلمانان و چه غیرمسلمانان باشد.




[ جمعه 7 اسفند 1394 ] [ 08:45 ق.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]

ما می دانیم که علم فقه و احکام شرعی فضیلت دارد ولی آیا علم طب فضیلت دارد؟ یا ندارد؟ پیامبرص در میان کل علوم، علم طب را دومین علم دانسته اند که می فرمایند: «العلم علمان: علم الأدیان و علم الأبدان» یعنی: «علم دو تا است، علم دین و علم بدن.»

این برداشت را می توان کرد که علم طب فضیلت بسیاری دارد که پیامبرص در بین کل علوم علم را دو تا دانسته اند و علم طب را در کنار علم دین آورده اند، البته شاید بتوان گفت که در اینجا منظور از «علم الأبدان» فقط علم طب نیست بلکه هر علمی که منفعت آن بر‌می گردد به بدن مانند: فیزیک، شیمی و....، ولی ظاهر این روایت در کلام عرب به معنای علم طب است.

در روایتی دیگر امیرالمومنینع می فرمایند: «العلوم اربعه: الفقه للأدیان، و الطب للأبدان، و النحو للسان، و النجوم لمعرفه الأزمان» یعنی: «علوم بر چهار قسم است: فقه برای دین، و طب برای بدن، و نحو برای زبان و نجوم برای شناخت زمان»، البته این ها به این معنا نیست که همه علوم به همین چند تا علم خلاصه می شود، بلکه منظور نشان دادن اهمیت این علوم است.




[ جمعه 7 اسفند 1394 ] [ 08:44 ق.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]

  آیت الله تبریزیان، پدر طب اسلامی: صحبت راجع به طب اسلامی است، این علمی که تا به حال مخفی مانده، و مورد بررسی و تحقیق قرار نگرفته است؛ یا علم طبی است که طب اسلامی است، و تفاوت کلی دارد با طب‌های دیگر، علمی است که منشأ آن وحی است و آخرین پیامبرص و ائمه معصومینم. این علم پنهان مانده و مورد توجه قرار نگرفته است، حتی علماء ما به آن توجه نکرده‌اند و تمام هم و غم خود را به بحث اعتقادات و احکام شرعی معطوف کردند، البته بحث اعتقادات و احکام شرعی خیلی مهم است چون ارتباط به دین و ایمان و عمل انسان دارد، ولی این نباید موجب فراموشی علم طب شود. بنده وقتی روایات طب را بررسی کردم متوجه شدم که روایات زیادی در این زمینه داریم و این نشان دهنده مقدار اهمیتی است که پیامبرص و اهل بیتشم برای این علم قائلند و نشان دهنده این است که این علم چه مقدار فی حد ذاته اهمیت دارد وگرنه این همه روایت از پیامبرص و ائمهم صادر نمی‌شد، و جای این سؤال وجود دارد که چرا علماء ما این علم را مورد توجه قرار ندادند، چرا در این زمینه تحقیق و بررسی نکرده‌اند و کتاب ننوشته‌اند، البته شاید چون در شرایط تقیه به سر می‌بردند فرصتی نداشتند که علوم اسلامی را مورد بررسی قرار دهند و در آن شرایط سخت تلاش خود را به مهمترین علم و مباحث معطوف کردند که بحث اعتقادات و احکام شرعی است، علی ایحال روایات زیادی در طب اسلامی داریم و من وقتی این روایات را بررسی کردم متوجه شدم که این روایات مترقی‌ترین و مهم‌ترین طب را در بر دارند، طبی که یا اصلا عوارضی ندارد یا عوارض آن ناچیز است، بهترین طب موجود از آن جهت که این طب، طب خالق انسان و طبیب اول است، که خداوند تبارک و تعالی است، و آنکه خالق انسان است بهتر می‌داند که چه چیز برای درمان بیماری‌های او بهتر است، پیامبرص هم این معانی را از وحی الهام گرفته‌اند، و ائمهم هم از پیامبرص و از راه الهام این طب را فراگرفته و به مردم معرفی کرده‌اند؛ این طب مترقی، ظرائف و دقائق بسیار دارد و شاید بشر بزودی و یا هیچگاه نتواند به این حقایق برسد، به درک رابطه بین افعال، گناهان و روش زندگی با بیماری‌ها و نیز درک تاثیر زمان.

در این کتاب سعی کردم پرده‌ای از این طب بردارم و آنرا برای مردم و اهل علم معرفی کنم، کاری که یک فقیه در فقه و احکام شرعی می‌کند را در مورد طب انجام دادم، مشکلات وتعارضات آن را حل کردم، نگاهی هم به اسنادش داشتم تا شاید این علم قابل استفاده شود و از خام بودن خارج شود و هدف دیگر اینکه انظار مردم به این طب معطوف شود، به طب پیامبرص که داناترین پیامبران است، شاید برای شخصی حقیقتی از این طریق متجلی گردد و هر چه بیشتر عظمت پیامبرص و ائمهم برای او واضح‌‌تر شود. مشکل این است که ما منتظر می‌مانیم تا دیگران به کشفی برسند بعد برمی‌گردیم به روایات و قرآن و می‌گوییم این کشف در کتاب های ما بوده، و این خوب نیست باید همت کنیم تا ما این حقایق را به دنیا معرفی کنیم تا دیگران پیرو ما باشند نه اینکه ما درباره حقایق دینمان پیرو دیگران باشیم، منتظر باشیم تا آنها برای ما حجامت و درمان با دعا را معرفی کنند و ما آنها را بپذیریم، این علم و حقایق مال ماست و اموری است که ما باید به آنها برسیم و به دیگران معرفی کنیم؛ در نهایت ما کاری کردیم تا کاوش و تحقیق در این زمینه آسان شود و دیگران بیایند و در این زمینه تحقیق کنند.




طبقه بندی: احادیث، 
برچسب ها: طب اسلامی،  
[ جمعه 7 اسفند 1394 ] [ 08:39 ق.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]
«بسم الله الرحمن الرحیم»

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :
«یا علی! هیچ کس خدا را نشناخت جز من و تو و هیچ کس مرا نشناخت جز خدا و تو و هیچ کس تو را نشناخت جز خدا و من »

فرا رسیدن عید الله الاکبر بر تمامی محبان اسدالله الغالب، امام المتقین، علی بن ابی طالب علیه الصلوة و السلام مبارک باد!

ان شاءالله عیدی امسالمان ظهور قائم علیه السلام باشد...





طبقه بندی: مناسبت ها، 
برچسب ها: عید غدیر، عید سعید غدیر، عید الله الاکبر، تبریک عید غدیر،  
[ جمعه 10 مهر 1394 ] [ 01:31 ب.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]
خاطراتی از شهید ابراهیم هادی


1- پلاستیک به جای ساک ورزشی: حدود سال 1354بود که مشغول تمرین بودیم که ابراهیم وارد سالن شد و یکی از دوستان هم بعد از او وارد سالن شد و بی مقدمه گفت: داداش ابراهیم ، تیپ وهیکلت خیلی جالب شده.وقتی داشتی تو راه می اومدی دوتا دختر پشت سرت بودن و مرتب از تو حرف می زدن،شلوار وپیراهن شیک که پوشیده بودی و از ساک ورزشی هم که دستت بود، کاملاً مشخص بود ورزشکاری.

ابراهیم با شنیدن این حرفها یک لحظه جاخورد. انگار توقع چنین حرفی را نداشت و خیلی توی فکر رفت.
ابراهیم از آن روز به بعد پیراهن بلند و شلوار گشاد می پوشید و هیچ وقت هم ساک ورزشی همراه نمی آورد و لباس هایش رو داخل کیسه پلاستیکی می ریخت.هر چند خیلی از بچه ها می گفتند : بابا تو دیگه چه جور آدمی هستی؟! ما باشگاه می ائیم تا هیکل ورزشکاری پیدا کنیم و... ، تو با این هیکل روی فرم این چه لباس هایی است که می پوشی؟ ابراهیم هم به حرفهای اونها اهمیتی نمی داد و به دوستانش توصیه می کرد:اگر ورزش رو برای خدا انجام بدین عبادت است و اما اگر به هر نیت دیگری باشین ضرر خواهید کرد.

البته ابراهیم در جاهای مناسبی از توانمندی بدنی اش استفاده می کرد .مثلاً ابراهیم را دیده بودند در یک روز بارانی که آب در قسمتی از خیابان جمع شده بود و پیرمردها نمی توانستند از آن معبر رد شوند ، ابراهیم آنها را به کول می گرفت و از اون مسیر رد می کرد.


2- دزد خوش شانس:
عصر یک روز وقتی خواهر وشوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند هنوز دقایقی نگذ شته بود که از داخل کوچه سرو صدایی شنیده می شد.ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرشان را برداشته و در حال فرار است.

ابراهیم سریع به سمت درب خانه آمد و دنبال دزد دوید و هنوز چند قدمی نرفته بود که یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و آقا دزده با موتور به زمین خورد.تکه آهنی که روی زمین بود دست دزد را برید و خون هم جاری شد. ابراهیم به محض رسیدن نگاهی به چهره پراز ترس و دلهره دزد انداخت و بعد موتور را بلند کرد و گفت: سوار شو! همان لحظه دزد را به درمانگاه برد و دست دزد را پانسمان کرد.

کارهای ابراهیم خیلی عجیب بود و شب هم با هم به مسجد رفتند و بعد از نماز ابراهیم کلی با اون دزد صحبت کرد و فهمید که آدم بیچاره ای است و از زور بیکاری از شهرستان به تهران آمده و دزدی کرده.
ابراهیم با چند تا از رفقا و نمازگزاران صحبت کرد و یه شغل مناسبی برای آن آقا فراهم کرد.مقداری هم پول از خودش به آن شخص داد و شب هم شام خورد و استراحت کردند.صبح فردا خیلی از بچه ها به این کار ابراهیم اعتراض کردند. ابراهیم هم جواب داده بود:مطمئن باشید اون آقا این برخورد را فراموش نمی کند و شک نکنید برخورد صحیح، همیشه کار سازه.

شهید ابراهیم هادی,جبهه,جنگ,بسیجی,فکه,عباس گودرزی,حاج اسماعیل دولابی,کشتی,پهلوان,خستگی ناپذیر

برای دریافت تصویر با کیفیت روی عکس کلیک نمایید


یکی دیگه از رفتارهای عجیب ابراهیم این بود که داشتیم با موتور می رفتیم که موتور سواری جلوی ما پیچید وبا اینکه مقصر بود ،هو کرد و بی احترامی .من دوست داشتم ابراهیم با آن بدن قوی ای که داره پائین بیاید و جوابش را بدهد.ولی ابراهیم با آن لبخندی که به لب داشت در جواب عمل او گفت: سلام. خسته نباشید. موتور سوار عصبانی یکدفعه جاخورد ... .

3- درخواست نصحیت عارفی از یک شهید : سال اول جنگ بود. به مرخصی آمده بودیم. با موتور از سمت میدان سرآسیاب به سمت میدان خراسان در حرکت بودیم. ابراهیم (شهید ابراهیم هادی)عقب موتور نشسته بود.

از خیابانی رد شدیم. ابراهیم یک دفعه گفت: امیر وایسا! من هم سریع آمدم کنار خیابان. با تعجب گفتم. چی شده؟! گفت: هیچی، اگر وقت داری بریم دیدن یه بنده خدا!‌ من هم گفتم: باشه، کار خاصی ندارم.
با ابراهیم داخل یک خانه رفتیم. چند بار یاالله گفت. وارد اتاق شدیم. چند نفری نشسته بودند. پیرمردی با عبای مشکی و کلاهی کوچک بر سر بالای مجلس بود. به همراه ابراهیم سلام کردیم و در گوشه اتاق نشستیم. صحبت حاج آقا با یکی از جوان‌ها تمام شد. ایشان رو کرد به ما و با چهره‌ای خندان گفت: آقا ابراهیم راه گم کردی، چه عجب این طرف ‌ها!

ابراهیم سر به زیر نشسته بود. با ادب گفت: شرمنده حاج آقا، وقت نمی‌کنیم خدمت برسیم. همین طور که صحبت می‌کردند فهمیدم ایشان، ابراهیم را خوب می‌شناسد حاج آقا کمی با دیگران صحبت کرد.

وقتی اتاق خالی شد رو کرد به ابراهیم و با لحنی متواضعانه گفت: آقا ابراهیم ما رو یه کم نصیحت کن! ابراهیم از خجالت سرخ شده بود. سرش را بلند کرد و گفت: حاج آقا تو رو خدا ما رو شرمنده نکنید. خواهش می‌کنم این طوری حرف نزنید بعد گفت: ما آمده بودیم شما را زیارت کنیم. انشاء‌الله در جلسه هفتگی خدمت می‌رسیم. بعد بلند شدیم، خداحافظی کردیم و به بیرون رفتیم.

بین راه گفتم: ابراهیم جون، تو هم به این بابا یه کم نصیحت می‌کردی. دیگه سرخ و زرد شدن نداره!‌ با عصبانیت پرید توی حرفم و گفت: چی می‌گی امیر جون، تو اصلاً این آقا رو شناختی!؟ گفتم: نه، راستی کی بود!؟

جواب داد: این آقا یکی از اولیای خداست. اما خیلی‌ها نمی‌دانند. ایشون حاج میرزا اسماعیل دولابی بودند. سال ها گذشت تا مردم حاج آقای دولابی را شناختند. تازه با خواندن کتاب طوبی محبت فهمیدم که جمله ایشان به ابراهیم چه حرف بزرگی بوده.

4- خستگی نا پذیر: ازهمان روزهای ابتدایی جنگ کمتر ابراهیم به تدریس می رسید تا اینکه تماماً در جبهه بود.گروهی راه افتاده بود به نام گروه چریکی نامنظم شهید اندرزگو .رزمنده هایی پرتوان ومخلص که قرار بود عملیات شناسایی انجام دهند و فرمانده گروه ابراهیم.

از رفتارش با اسرا می گفتند که چگونه مراعات می کرد.چنان می شد که مثلاً یکبار اتفاق افتاده بود از هجده اسیری که گرفته بودند ، داوطلبانه به مبارزه با رژیم صدام پرداخته بودند و دست آخر هر هجده نفر به شهادت رسیدند.

یکبار هم بچه های آموزش که نارنجک آموزشی ای اشتباه به سنگر ابراهیم انداخته بودند ، بعد از چند لحظه شاهد صحنه ای بودند که به باورشان نمی آمد. ابراهیم به روی نارنجک خوابیده  بود.این ماجرا بعدها زبان به زبان بین همه پیچید.

با آن همه زحماتی که می کشید و جان فشانی هایی که می کرد یکبار مصاحبه کرده بود و گفته بود : ما فقط  با اسم یا زهرا(س) راهپیمایی می کنیم .از مدیونی اش به مردم که برای  جبهه همه چیز می فرستندهم گفته بود.

5- کانال کمیل و پروانه ی تنها: عصر بود که حجم آتش کم شد، با دوربین به نقطه ای رفتم که دید بهتری روی کانال داشته باشم.آنچه می دیدم باور نکردنی بود. از محل کانال فقط دود بلند می شد ومرتب صدای انفجار می آمد. اما من هنوز امید داشتم.با خودم گفتم:ابراهیم شرایط بسیار بدتری از این را هم سپری کرده، نزدیک غروب شد.

من دوباره با دوربین به کانال نگاهی انداختم.احساس کردم از دورچیزی پیداست و در حال حرکت است.با دقت بیشتری نگاه کردم.کاملاً مشخص بود،سه نفر در حال دویدن به سمت ما بودند ودرمسیر مرتب زمین می خوردند و بلند می شدند وزخمی وخسته به سمت ما می آمدند .معلوم بود از کانال می آیند.فریاد زدم و بچه ها را صدا کردم.به بقیه هم گفتم تیراندازی نکنید.بالاخره آن سه نفر به خاکریز ما رسیدند. پرسیدم:از کجا می آیید.

حال حرف زدن نداشتند. یکی از آنها خواست . سریع قمقمه رو به او دادم.دیگر دیگری هم از شدت ضعف وگرسنگی بدنش می لرزید. وسومی بدنش غرق به خون بود. وقتی سرحال آمدند گفتند:از بچه های کمیل هستند.

با اضطراب پرسیدم: بقیه بچه ها چی شدن؟ در حالی که یکی از آنها سرش را به سختی بالا می آورد گفت:فکر نمی کنم کسی غیراز ما زنده باشد.

هول شده بودم.دوباره وبا تعجب پرسیدم:این پنج روز چه جوری مقاومت کردید؟ باهمان بی رمقی اش جواب داد زیر جنازه ها مخفی شده بودیم اما یکی بود که این پنج روز کانال رو سر پا نگه داشته بود.

عجب آدمی بود! یک طرف آر پی جی می زد و یک طرف تیربار شلیک می کرد. یکی از اون سه نفرپرید توی حرفش و گفت:همه شهدا رو ته کانال هم می چید .آذوقه وآب رو پخش می کرد،به مجروح ها می رسید.اصلاً این پسر خستگی نداشت.
گفتم :مگر فرمانده ها ومعاون های دوتاگردان شهید نشدن ، پس از کی داری حرف می زنید؟

گفت:یه جوونی بود که نمی شناختیمش ، موهایش این جوری بود ... ، لباسش اون جوری و چفیه... . داشت روح از بدنم جدا می شد.سرم داغ شده بود.آب دهانم را قورت دادم.اینها همه مشخصه های ابراهیم بود.با نگرانی نشستم ودستانش را گرفتم وگفتم:آقا ابراهیم الان کجاست؟ گفت: تا آخرین لحظه که عراق آتش می ریخت زنده بود وبه ما گفت :تا می تونید سریع بلند بشیدو تا کانال رو زیر ورو نکردند فرار کنید. یکی ازاون سه نفر هم گفت:من دیدم که زدنش.با همون انفجار اول افتاد روی زمین.
این گفته ها آخرین اخباری بود که از کانال کمیل داشتیم و ابراهیم تا به حال حتی جنازه ای هم ازش پیدا نشده ، همیشه دوست داشت گمنام شهید شود.

چند سال بعداز عملیات تفحص شهدا، محمود وند از بچه های تفحص که خود نیز به درجه رفیع شهادت رسید نقل می کند: یک روز در حین جستجو، در کانال کمیل شهیدی پیدا شد که دروسایل همراه او دفترچه یادداشتی قرار داشت که بعد از گذشت سالها هنوز قابل خواندن بود، درآخرین صفحه این دفترچه نوشته شده بود:

امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم، آب و غذا را جیره بندی کردیم، شهدا انتهای کانال کنارهم  قرار دارند، دیگر شهدا تشنه نیستند.فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س).
 
6- تصویری بر دیوار شهر من وتو: حالا چندین سالی است که از مفقودی ابراهیم می گذرد.یکی از یادبودهای ابراهیم ترسیم چهره وی در سال 1376زیر پل اتوبان شهید محلاتی بود.کار ترسیم چهره ی ابراهیم را سید انجام داده بود.سید می گوید: من ابراهیم را نمی شناختم وبرای کشیدن چهره ابراهیم چیزی نخواستم.اما بعداز انجام این کار به قدری خدا به زندگی ام برکت داد که نمی توانم برایت حساب کنم وخیلی چیزها هم از این تصویر دیدم.همون  زمانی که این عکس رو کشیدم ، نمایشگاه جلوه گاه راه افتاد . یک شب جمعه ای بود.
خانمی پیش من اومد وگفت: آقا ریا، این شیرینی ها برای این شهید ، همین جا پخش کنید.فکرکردم از فامیل های ابراهیم هستند ، پرسیدم: شما شهید هادی را می شناختید؟ گفت: نه. تعجب من رو که دید ادامه داد:خونه ما همین ، اطرافه ، من در زندگی مشکل سختی داشتم .چند روز پیش وقتی شما داشتید این عکس رو ترسیم می کردید از اینجا رد می شدم .خدا را به حق این شهید صدا کردم.وقول دادم اگر مشکلم حل شود نمازهایم را اول وقت بخوانم.بعد هم برای این شهید که اسمش رو نمی دانستم فاتحه ای خوندم .باور کنید خیلی زود مشکل من برطرف شد وحالا اومدم که از ایشون تشکر کنم.

7-سید نقاش چهره ابراهیم: پارسال دوباره اوضاع کاری من بهم خورده بود و مشکلات زیادی داشتم.یک بار که از جلوی تصویر آقا ابراهیم رد می شدم دیدم به خاطر گذشت زمان تصویر زرد وخراب شده .من هم رفتم داربست تهیه کردم و رنگ ها رو برداشتم وشروع به درست کردن تصویر شهید کردم.باور نکردنی بود .درست زمانی که کار تصویر تمام شد یک پروژه بزرگ به من پیشنهاد شد وخیلی از گرفتاری های مالی ام برطرف شد.سید ادامه داد: آقا اینها پیش خدا خیلی مقام دارند. حالا حالاها مونده که اونها رو بشناسیم .کوچکترین کاری که برای اونها انجام بدی ، خداوند سریع چند برابرش رو به تو برمی گردونه.

یکی از دوستان شهید ابراهیم هادی نیزدر جریان اعمال حج طوافی را به نیت ابراهیم انجام داده بود .شب ابراهیم را بخواب دید که از او تشکر کردو گفت: هدیه ات به ما رسید. خوشا به حال جوان هایی که امثال ابراهیم را الگوی رفتاری خود کرده و مسیری جز مسیر انبیاء و اولیاء نمی پیمایند.  برای دیدن حقایق به زندگی قاصدک های خوش خبری مراجعه کنیم که در نورانیت حقیقت یار و رب العالمین سوختند و خود روشنی بخش مسیر من وتو در این سوی جاده شدند.

منبع: تبیان

برداشت از سایت: aviny.com





طبقه بندی: ایران و دفاع مقدس،  زندگینامه، 
برچسب ها: شهدا، شهید ابراهیم هادی، ابراهیم هادی، خاطرات شهید ابراهیم هادی، شهید نمونه، کرامات شهید ابراهیم هادی،  
[ چهارشنبه 25 شهریور 1394 ] [ 04:13 ب.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]
«اِنّا لله وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعونَ»


درگذشت جانسوز قاری محبوب و مخلص، محب اهل بیت عصمت و طهارت (ع)، استاد معظم، «سید متولی عبدالعال» را به تمامی مسلمین جهان تسلیت عرض می نمایم!

25 تیر قلبی از حرکت ایستاد، که عده ی کثیری را دلگرم می کرد،
حنجره ای از کار ایستاد که طنینش عالم را بی تاب کرده بود،
و چشمانی از جهان بسته شد که چشمهای امید فراوانی به آن دوخته شده بودند...


استاد روحت شاد و یادت گرامی!
چقدر حق بر گردن ما داری! مسیر قرآن را بوسیله ی تو آغاز کردیم و سبب علاقه مان به قرآن تو شدی
استاد هنوز نوای "لا یستوی" ات از زنگ گوشیمان به صدا در می آید!
هنوز تلاوت زیبایت ساعتی از روزمان را برای خود رزرو می کند!
هنوز طنین صدایت گوش دلمان را نوازش می دهد!
استاد آنطور که نشان می دهد تو هم گویا مانند استاد منشاوی بودی!
ولی ای کاش مقبره تو را مانند آن مظلوم نکنند!
چه به آن اذانت با اشهد ان علی ولی الله
چه آن علاقه ی خاصت به شیعیان، بخصوص ایرانیان
چه آن سفرهایت به ایران و حرم ائمه اطهار و تلاوت در آن اماکن
چه به اللهم صل و سلم و زد و بارک علی رسول الله و "آله الاطهار"هایت
چه به صدق الله العلی العظیم هایت

و ...
گویا در دل حرفی داشتی که ...!
چه می دانم! بهر حال با رفتنت غم بزرگی بر دل دوستدارانت جای گذاشتی!
الله یرحمیک یا استاذ العظیم








طبقه بندی: مناسبت ها، 
برچسب ها: فوت استاد سید متولی عبدالعال، استاد سید متولی عبدالعال درگذشت، درگذشت استاد سید متولی عبدالعال، فوت سید متولی عبدالعال، درگذشت سید متولی عبدالعال، عبدالعال فوت کرد، عبدالعال درگذشت،  
[ شنبه 27 تیر 1394 ] [ 12:12 ب.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]
«قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ اَسرَفوا عَلی اَنفُسِهِم لا تَقنَطوا مِن رَحمَةِ الله اِنَّ اللهَ یَغفِرُ الذُّنوبَ جَمیعاً اِنَّهُ هُوَ الغَفورُ الرَّحیم.»

(سوره زمر آیه 53
)


بگ
و: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم (گناه و کفر و شرک و...) کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید زیرا خداوند همه گناهان را می آمرزد، همانا او بسیار آمرزنده و مهربان است.





طبقه بندی: قرآن،  خداشناسی، 
برچسب ها: رحمت خدا بر بندگان، رحمت بی پایان خدا، بخشندگی خدا، رحمت بی کران خداوند بر بندگان، رحمت الله، رحمت الله بر بندگان، رحمت بی پایان الله،  
[ دوشنبه 18 خرداد 1394 ] [ 10:50 ب.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم


سال 94 خود برای ظهور را آماده کرده: 1394/3/13


"313"

ولی این قلوب ماست که هنوز خود را برای ظهور آماده نکرده...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهم


میلاد با سعادت منجی عالم بشریت، صاحب العصر و الزمان، قائم آل احمد، حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه - بر تمام شیعیان جهان مبارک باد!

بیایید با ترک گناهانمان - گرچه فقط با ترک یک گناه کوچک - دل امام رئوفمان را در این روز مبارک شاد نماییم! خدایی نا کرده با برخی اعمالمان در این روز که بنام جشن مولاست ولی چیزی جز قباحت و بی حرمتی نیست (رقص و آواز و از خود بدر شدن و...) به دست دشمن خونخوار بهانه ی جدیدی ندهیم و دل مولایمان را نشکنیم و صلح دوستی و حقانیت مولایمان را به جهانیان اثبات کنیم! ظهور نزدیک است خدایی نکرده باعث به عقب انداختن آن نباشیم!


و در نهایت سفارشی از بنده ی حقیر و پست به شما خواهران و برادران گرامی؛ اینکه:


بجای اینکه برای یک شیرینی و شکلات و پوستر ها و بنرها و گل ها و شربت و... - که اصلا فایده ای ندارند و چیزی جز آلودگی برای محیط زیست و اذیت شدن برادران رفتگر و... به ارمغان نمی آورند - هزینه صرف کنیم، بیاییم و با هزینه بر روی کار فرهنگی و تبیلغ امام عزیزمان و تبیلغ ترک گناه و دعا برای ظهور و حتی شناساندن امام به جهان و بخصوص جوانان و نوجوانان و معرفی چهره ی حقیقی امام و اسلام و مبارزه با حمله فرهنگی بسیار شدید و خانه خراب کن دشمن (که جوانان بسیاری را مرتد ساخته و آنها را با بدبین کردن به عرب سپس آخوند و سپس اسلام و در نهایت ایجاد تعصب و غرور و علاقه نسبت به دین منسوخ زرتشت و کوروش و... در هدف نابودی اسلام و اتحاد مسلمانان بر آمده) کام دل اماممان را شیرین کنیم و رضایت حق تعالی را بر خود جلب نماییم! البته چه بهتر امروز با اطعام و اشراب "فقرا" - چه فقیر معنوی که باعث هدایت شود و چه فقیر مادی - دل امام عزیزمان را بسیار شاد و خرسند نماییم!

دعا برای ظهور فراموش نشود، اللهم عجل لولیک الفرج!

نصر من الله و فتح قریب! الیس الصبح بقریب؟!








طبقه بندی: مناسبت ها، 
برچسب ها: نیمه شعبان، توصیه های نیمه شعبان، متن در مورد نمیه شعبان، متن جالب درباره نیمه شعبان، نیمه شعبان 94، وظیفه ما در نیمه شعبان 94، ولادت امام زمان 94،  
[ سه شنبه 12 خرداد 1394 ] [ 07:18 ب.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]
امام رضا (ع):

هر کس با تربت امام حسین علیه السلام  بگوید:«سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر» با هر ذکر،خداوند شش هزار حسنه برای او ثبت می کند و شش هزار گناه او را محو نموده شش هزار درجه بالا برده و شش هزار شفاعت برای او می نویسد.

(ثواب تربت امام حسین ع،عباس عزیزی:ص78 به نقل از: بحارالانوار:ج101،ص133)






طبقه بندی: احادیث،  چهارده معصوم، 
برچسب ها: فضایل تربت امام حسین، ثواب تربت امام حسین، فضایل خاک کربلا، فضایل خاک امام حسین، ثواب خاک کربلا،  
[ دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 ] [ 03:24 ب.ظ ] [ مدیر سایت ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 11 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ


آیت الله بهجت (ره) :
با تمام وجود گناه کردیم، نه نعمتهایش را گرفت و نه گناهانمان را فاش کرد. اگر بندگی اش را می کردیم چه می کرد؟!!!

عاشقتیم، رب الکرم!

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب



در این وبلاگ
در كل اینترنت
چاپ این صفحه
« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools
Google Pagerank, SEO tools